آفتاب شیعه از مغرب درآی
بار دگر سرزن از غار حرا
یا محمد لن ترانی تا به کی؟
اینچنین در پرده مانی تا به کی؟
از چه در پرتو خورشید وحی
کند گردیده است تیغ امر و نهی
بت پرستان ترک بازی می کنند
با کلام الله بازی می کنند
تیغ برکش تا تماشایت کنند
تا که نتوانند حاشایت کنند
آب کن از دامن دین ننگ را
این عروسک های رنگارنگ را
با تو در آیینه ی لیل و نهار
بازتاب دیگری دارد بهار
ای تولایت پناه بی کسان
وارهان ما را ز چنگ کرکسان
ما کبوترهای محراب توییم
بنگر این مرغان خونین بال را
این فراتر رفتگان از حال را
ای نگار شوخ و خوش رنگ و نگار
وی تجلی خانه ی پروردگاری
کیستی کز کلک تو دل می چکد
خون دل منزل به منزل می چکد
(مرحوم آغاسی)
فصل زیبای بهاران زمین در راه است
دولت مهدوی و عصر نوین در راه است
بخت عالم شکفد طالع فرخ بدمد
روزگاری خوش و خرم تر از این در راه است
برسد دور زمان را نفسی بهتر از این
لحظه ای ناب و دمی تازه ترین در راه است
آن شکوفایی دوران برسد بر همه جا
از قدوم خوش او باغ برین در راه است
بشکند او همه بتهای شیاطین جهان
روز موعود جهانگیری دین در راه است
جای این مکتب در حال زوال بشری
بهترینی که شود جایگزین در راه است
روز پیروزی مردان خدا را بینی
موعد نصرت این دین مبین در راه است
بی گمان روز ظهورش به جهان نزدیک است
لحظه حس حضورش به یقین در راه است
(مبّشر)
فصل زیبای بهاران زمین در راه است
دولت مهدوی و عصر نوین در راه است
بخت عالم شکفد طالع فرخ بدمد
روزگاری خوش و خرم تر از این در راه است
برسد دور زمان را نفسی بهتر از این
لحظه ای ناب و دمی تازه ترین در راه است
آن شکوفایی دوران برسد بر همه جا
از قدوم خوش او باغ برین در راه است
بشکند او همه بتهای شیاطین جهان
روز موعود جهانگیری دین در راه است
جای این مکتب در حال زوال بشری
بهترینی که شود جایگزین در راه است
روز پیروزی مردان خدا را بینی
موعد نصرت این دین مبین در راه است
بی گمان روز ظهورش به جهان نزدیک است
لحظه حس حضورش به یقین در راه است
*خدا کند که بیایی
الا که راز خدایی خدا کند که بیایی
تو نور غیب نمایی خدا کند که بیایی
شب فراق تو جانم خدا کند که سر آید
سر آید و تو بر آیی خدا کند که بیایی
دمی که بی تو برآید خدا کند که نیاید
الا که هستی مایی خدا کند که بیایی
به هر دعا که توانم تو را همیشه بخوانم
الا که روح خدایی خدا کند که بیایی
تو مشعری، عرفانی،تو زمزمی تو صفایی
تو رمز آب بقایی خدا کند که بیایی
قسم به عصمت زهرا بیا زغیبت کبری
دگر بس است جدایی خدا کند که بیایی
